Skip to content
بازگشت به وبلاگ طراحی و تجربه کاربری

ساخت پورتفولیو UI UX؛ کیس‌استادی‌ای که استخدام‌کننده بخواند.

ساخت پورتفولیو UI UX؛ کیس‌استادی‌ای که استخدام‌کننده بخواند

چند سال پیش برای معرفی یک پروژه، تقریباً تمام انرژی‌ام را روی تصاویر نهایی گذاشته بودم. موکاپ‌ها تمیز بودند و صفحه‌ها کنار هم خوب دیده می‌شدند. وقتی کسی پرسید «مهم‌ترین تصمیمی که خودت گرفتی چه بود؟» جواب آماده‌ای نداشتم. طرح را نشان داده بودم، اما کارم را نه.

این تفاوت اصلی یک گالری و پورتفولیو است. نمونه کار UI UX خوب فقط ثابت نمی‌کند می‌توانید صفحهٔ زیبا بسازید؛ نشان می‌دهد مسئله را چطور فهمیده‌اید، چه محدودیتی داشته‌اید، چه تصمیمی گرفته‌اید و نتیجه چه بوده است. استخدام‌کننده معمولاً زمان محدودی دارد. باید بتواند سریع نقش و کیفیت فکر شما را ببیند.

پورتفولیو قرار است چه چیزی را ثابت کند؟

قبل از طراحی سایت یا فایل ارائه، بدانید برای چه نقشی درخواست می‌دهید. پورتفولیوی UI Designer باید کیفیت بصری، سیستم، حالت‌ها و جزئیات تعامل را واضح‌تر نشان دهد. برای UX Designer، تحقیق، تعریف مسئله، جریان و تست مهم‌تر می‌شود. پورتفولیوی Product Designer باید ارتباط تصمیم با هدف محصول، همکاری تیمی و نتیجه را هم پوشش دهد.

لازم نیست برای هر نقش هویت تازه‌ای بسازید. فقط ترتیب و عمق اطلاعات را با مخاطب هماهنگ کنید. کسی که برای نقش ارشد بررسی می‌شود باید trade-off، تأثیر و هدایت تصمیم را بهتر نشان دهد؛ نه صرفاً تعداد بیشتر صفحه.

سه پروژهٔ قوی بهتر از ده پروژهٔ سطحی است

زیادی پروژه تمرکز را کم می‌کند. دو تا چهار کیس‌استادی متنوع که هرکدام بخش متفاوتی از توان شما را نشان دهند معمولاً کافی است. یک پروژه می‌تواند تحقیق و جریان پیچیده را نشان دهد، دیگری کیفیت UI و سیستم طراحی، و سومی کار با محدودیت واقعی و نتیجهٔ کسب‌وکار.

پروژهٔ تمرینی هم قابل استفاده است، اگر صادقانه معرفی شود و فرایند واقعی داشته باشد. بازطراحی بدون تحقیق که فقط ظاهر محصول معروفی را عوض کرده، اطلاعات کمی دربارهٔ توان حل مسئله می‌دهد.

هنگام انتخاب پروژه از خودتان بپرسید: این کیس چه توانایی تازه‌ای را ثابت می‌کند؟ اگر پاسخ همهٔ پروژه‌ها یکی است، بهتر است تعداد را کمتر کنید.

ساختار یک کیس‌استادی خواندنی

خلاصهٔ سریع

در ابتدای صفحه در چند خط بگویید محصول چه بود، مسئله چه بود، نقش شما، تیم، بازهٔ زمانی و نتیجه چه شد. خواننده باید بدون اسکرول طولانی زمینه را بفهمد.

مسئله و شواهد

توضیح دهید چرا پروژه شروع شد و چه چیزی نشان می‌داد مشکل وجود دارد. از جمله‌های کلی مثل «کاربران تجربهٔ بدی داشتند» عبور کنید. کجا متوقف می‌شدند؟ چه داده یا مشاهده‌ای داشتید؟

نقش و محدودیت

دقیق بنویسید چه بخش‌هایی را شما انجام دادید و چه کسی همراهتان بود. زمان، فناوری، داده، قوانین یا تصمیم‌های قبلی چه محدودیتی ایجاد کرده بودند؟ محدودیت‌ها کیفیت فکر را قابل مشاهده می‌کنند.

فرایند انتخاب‌شده

همهٔ متدهای طراحی را فهرست نکنید. فقط کارهایی را نشان دهید که واقعاً در تصمیم اثر داشتند. اگر مصاحبه انجام دادید، بگویید چه چیزی فهمیدید و طرح چگونه تغییر کرد. عکس sticky note بدون نتیجه، فرایند را ثابت نمی‌کند.

تصمیم‌های اصلی

دو یا سه تصمیم مهم را با گزینه‌ها و دلیل انتخاب توضیح دهید. چه چیزی را حذف کردید؟ کجا بین سرعت و اطمینان تعادل ساختید؟ چه بازخوردی باعث تغییر شد؟ این بخش قلب کیس‌استادی است.

نتیجه و آموخته

اگر شاخص واقعی دارید بنویسید و روش اندازه‌گیری را شفاف کنید. اگر پروژه منتشر نشده، نتیجهٔ تست یا بازخورد را بگویید. چیزی را که اندازه نگرفته‌اید به عدد تبدیل نکنید. در پایان بگویید امروز چه چیزی را متفاوت انجام می‌دادید.

تصویر باید دلیل داشته باشد

اسکرین‌شات زیاد الزاماً کیس را قوی نمی‌کند. هر تصویر باید به متن کمک کند: مقایسهٔ قبل و بعد، جریان، تصمیم، حالت‌های مختلف یا جزئیات سیستم. موکاپ‌های زاویه‌دار برای کاور زیبا هستند، اما خواندن متن و بررسی تعامل را سخت می‌کنند.

برای بخش‌های مهم تصویر مستقیم و بزرگ بگذارید. annotation کوتاه کمک می‌کند خواننده بداند کجا را ببیند. اگر صفحه طولانی است، بین متن و تصویر ریتم بسازید و نتیجهٔ نهایی را تا انتها پنهان نکنید.

همچنین نسخهٔ موبایل پورتفولیو را جدی بگیرید. مدیر یا همکار ممکن است لینک را روی تلفن باز کند. متن ریز، تصویر بریده و لود سنگین تجربهٔ بدی از کسی می‌سازد که دربارهٔ UX حرف می‌زند.

نقش خودتان را پنهان نکنید

پروژهٔ تیمی ارزشمند است، اما عبارت «ما طراحی کردیم» مشخص نمی‌کند شما چه کردید. می‌توانید هم سهم تیم را محترم نگه دارید و هم سهم خودتان را روشن کنید: «من تحقیق و جریان اصلی را هدایت کردم و رابط نهایی را همراه دو طراح دیگر توسعه دادیم.»

اگر تصمیمی از سمت مدیر محصول یا محدودیت فنی آمده، توضیح دهید چگونه با آن کار کردید. طراح خوب کسی نیست که همه‌چیز را تنها انجام داده؛ کسی است که در تیم اثر مشخص ساخته است.

در پروژهٔ محرمانه اطلاعات حساس را حذف یا ناشناس کنید. اگر امکان نمایش رابط نیست، مسئله، رویکرد و آموخته‌ها را در سطح قابل انتشار توضیح دهید و از ساختن دادهٔ جعلی پرهیز کنید.

پروژهٔ تمرینی را چطور قوی کنیم؟

به جای بازطراحی کامل یک اپ مشهور، مسئله‌ای نزدیک و قابل تحقیق انتخاب کنید. مثلاً رزرو یک خدمات محلی، مدیریت هزینهٔ یک گروه کوچک یا پیگیری دارو. با چند کاربر واقعی حرف بزنید و دامنه را محدود نگه دارید.

فرض‌ها را واضح بنویسید. به جای ادعای «افزایش ۴۰ درصدی تبدیل»، بگویید در تست چه تعداد کاربر توانستند وظیفه را کامل کنند و چه مشکل‌هایی باقی ماند. صداقت باعث می‌شود خواننده به قضاوت شما اعتماد کند.

پروژهٔ تمرینی فرصت خوبی است که کل چرخه را تجربه کنید، ولی نباید خودتان را صاحب محصول یا تیمی معرفی کنید که وجود نداشته است.

اشتباه‌های رایج پورتفولیو UI UX

شروع طولانی با معرفی شخصی، پنهان کردن پروژه‌ها پشت انیمیشن، استفادهٔ زیاد از اصطلاحات، نمایش تمام مراحل بدون اولویت و ننوشتن نتیجه از خطاهای رایج‌اند. پورتفولیو قرار نیست پایان‌نامه باشد.

اشتباه دیگر ساختن فرایند خطی و بی‌نقص است. پروژهٔ واقعی برگشت، اختلاف نظر و تصمیم ردشده دارد. نمایش یک تغییر مهم و دلیلش باورپذیرتر از نمودار Design Thinking تزئینی است.

و در نهایت، غلط نگارشی و لینک خراب اعتماد را کم می‌کند. قبل از ارسال، از چند نفر بخواهید صفحه را روی دستگاه مختلف بخوانند و با صدای بلند بگویند چه برداشتی از نقش شما دارند.

چک‌لیست پیش از ارسال

  • در ۳۰ ثانیه تخصص و سطح من قابل تشخیص است؟
  • بهترین پروژه اول دیده می‌شود؟
  • نقش، تیم و زمان هر پروژه روشن است؟
  • مسئله با شواهد توضیح داده شده؟
  • تصمیم‌های مهم و گزینه‌های ردشده دیده می‌شوند؟
  • نتیجه صادقانه و قابل دفاع است؟
  • متن و تصویر در موبایل خوانا هستند؟
  • راه تماس و رزومه آسان پیدا می‌شود؟
  • همهٔ لینک‌ها و فایل‌ها کار می‌کنند؟

پرسش‌های متداول

پورتفولیو UI UX را با چه ابزاری بسازیم؟

وب‌سایت شخصی، Notion، Behance یا فایل PDF همگی ممکن‌اند. ابزار مهم‌تر از وضوح، سرعت و دسترسی نیست. وب‌سایت شخصی برای برند و سئو مزیت دارد، اگر نگهداری آن مانع تکمیل محتوا نشود.

چند کیس‌استادی کافی است؟

معمولاً دو تا چهار پروژهٔ قوی بهتر از تعداد زیاد است. کیفیت و تنوع تصمیم‌ها مهم‌تر از عدد ثابت‌اند.

آیا باید فرایند کامل را نشان دهیم؟

باید فرایندی را نشان دهید که برای فهم تصمیم لازم است، نه همهٔ فایل‌های تولیدشده. خواننده باید بتواند مسیر مسئله تا نتیجه را دنبال کند.

جمع‌بندی من

من محمد عبدی هستم و پورتفولیو را محصولی دربارهٔ کار خود طراح می‌بینم. کاربرش استخدام‌کننده، مدیر طراحی یا مشتری است؛ زمان محدود دارد و می‌خواهد بفهمد آیا می‌توانید مسئله‌ای شبیه مسئلهٔ او را حل کنید.

تصاویر نهایی مهم‌اند، اما داستان تصمیم‌ها شما را از صدها گالری مشابه جدا می‌کند. مسئله را روشن بگویید، نقش خودتان را پنهان نکنید، محدودیت و اشتباه را نشان دهید و نتیجه را بدون اغراق بنویسید. پورتفولیوی قابل اعتماد همیشه از پورتفولیوی پرزرق‌وبرق ماندگارتر است.

نوشتهٔ محمد عبدی، طراح محصول و تجربهٔ کاربری.

منابع و مطالعهٔ بیشتر